تبلیغات
جالب و خواندنی

.

.


مدیر وبلاگ: A. almasipour

نویسندگان :

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

RSS
سلام
موضوع : نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال دوشنبه 30 خرداد 1390 در ساعت 10:54 ق.ظ
سلام دوستان عزیز 
به وبلاگ من خوش آمدید 
امیدوارم ساعتی خوشی را سپری نمایید 
با نظرات و شرکت در نظر سنجی مارا یا در ارئه مطالبی جالب تر یاری فرمایید
باتشکر
shrewd

...
.:: نظرات() ::.
چگونه زنان را بشناسیم
موضوع : نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال دوشنبه 10 بهمن 1390 در ساعت 08:14 ق.ظ

راننده زن را چطور بشناسیم (طنز)
.
1) اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه
و توی ماشینو نگاه میکنه!

2) اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه!

3) وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی
 توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد
 که روسریش رو باید درست کنه!

4) وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه! 
(البته این یکی در مورد خانوم ها صدق نمیکنه)
 چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن!

5) وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین
 با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن!


...
.:: نظرات() ::.
زنان چ می خواهند
موضوع : نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال دوشنبه 10 بهمن 1390 در ساعت 08:12 ق.ظ
 پادشاه جوانی به نام آرتور بود که پادشاه سرزمین همسایه اش
او را دستگیر و زندانی کرد. پادشاه می توانست آرتور را بکشد
اما تحت تاثیر جوانی آرتور و افکار و عقایدش قرار گرفت. از این رو،
پادشاه برای آزادی وی شرطی گذاشت که می بایست به سؤال بسیار مشکلی پاسخ دهد.
آرتور یک سال زمان داشت تا جواب آن سوال را بیابد،
و اگر پس از یکسال موفق به یافتن پاسخ نمی شد، کشته می شد.
سؤال این بود: زنان واقعاً چه چیزی میخواهند؟
این سؤالی حتی اکثر مردم اندیشمند و باهوش را نیز سرگشته و حیران می نمود
و به نظر می آمد برای آرتور جوان یک پرسش غیرقابل حل باشد.
اما از آنجایی که پذیرش این شرط بهتر از مردن بود،
وی پیشنهاد پادشاه را برای یافتن جواب سؤال در مدت یک سال پذیرفت.
آرتور به سرزمین پادشاهی اش بازگشت و از همه شروع به نظرخواهی کرد:
از شاهزاده ها گرفته تا کشیش ها، از مردان خردمند، و حتی از دلقک های دربار…
او با همه صحبت کرد، اما هیچ کسی نتوانست پاسخ رضایت بخشی برای این سؤال پیدا کند.
بسیاری از مردم از وی خواستند تا با جادوگر پیری که به نظر می آمد تنها کسی باشد
که جواب این سؤال را بداند، مشورت کند. البته احتمال می رفت دستمزد وی بسیار بالا باشد
چرا که وی به اخذ حق الزحمه های هنگفت در سراسر آن سرزمین معروف بود.
وقتی که آخرین روز سال فرا رسید، آرتور فکر کرد که چاره ای به جز مشورت با پیرزن جادوگر ندارد.
پیرزن جادوگر موافقت کرد تا جواب سؤال را بدهد،
اما قبل از آن از آرتور خواست تا با دستمزدش موافقت کند
پیر زن جادوگر می خواست که با لُرد لنسلوت، نزدیکترین دوست آرتور
و نجیب زاده ترین دلاور و سلحشور آن سرزمین ازدواج کند!
آرتور از شنیدن این درخواست بسیار وحشت زده شد.
پیر زن جادوگر ؛ گوژپشت، وحشتناک و زشت بود و فقط یک دندان داشت،
بوی گنداب میداد، صدایش ترسناک و زشت و خیلی چیزهای وحشتناک
و غیرقابل تحمل دیگر در او یافت میشد. آرتورهرگز در سراسر زندگی اش
با چنین موجود نفرت انگیزی روبرو نشده بود، از اینرو نپذیرفت
تا دوستش را برای ازدواج با پیرزن جادوگر تحت فشار گذاشته
و اورا مجبور کند چنین هزینه وحشتناکی را تقبل کند. اما دوستش لنسلوت،
از این پیشنهاد باخبر شد و با آرتور صحبت کرد.
او گفت که هیچ از خودگذشتگی ای قابل مقایسه با نجات جان آرتور نیست.
از این رو مراسم ازدواج آنان اعلان شد و پیرزن جادوگر پاسخ سوال را داد.
سؤال آرتور این بود: زنان واقعاً چه چیزی می خواهند؟
پاسخ پیرزن جادوگر این بود:
” آنها می خواهند آنقدر قدرت داشته باشند تا بتوانند آنچه در درون هستند را زندگی کنند.
به عبارتی خود مسئول انتخاب نوع زندگی خودشان باشند”
همه مردم آن سرزمین فهمیدند که پاسخ پیرزن جادوگر یک حقیقت واقعی را فاش کرده است
و جان آرتور به وی بخشیده خواهد شد، و همینطور هم شد. پادشاه همسایه،
آزادی آرتور را به وی هدیه کرد و لنسلوت و پیرزن جادوگر یک جشن باشکوه ازدواج را برگزار کردند
ماه عسل نزدیک میشد و لنسلوت خودش را برای یک تجربه وحشتناک آماده می کرد،
در روز موعود با دلواپسی فراوان پیش پیرزن رفت . اما، چه چهره ای منتظر او بود؟
زیباترین زنی که به عمر خود دیده بود را به جای پیر زن دید !
لنسلوت شگفت زده شد و پرسید چه اتفاقی افتاده است؟
زن زیبا جواب داد: از آنجایی که لرد جوان با وی به عنوان پیرزن جادوگری  با مهربانی رفتار کرده بود،
از این به بعد نیمی از شبانه روز می تواند خودش را زیبا کند و نیمی دیگر همان زن وحشتناک
و علیل باشد. سپس پیرزن جادوگر از وی پرسید: ” کدامیک را ترجیح می دهد؟
زیبا در طی روز و زشت در طی شب، یا برعکس آن…؟”
لنسلوت در مخمصه ای که گیر افتاده بود تعمقی کرد.
اگر زیبایی وی را در طی روز خواستار میشد آنوقت می توانست به دوستانش و دیگران،
همسر زیبایش را نشان دهد، اما در خلوت شب در قصرش همان جادوگر پیر را داشته باشد!
یا آنکه در طی روز این جادوگر مخوف و زشت را تحمل کند ولی در شب،
زنی زیبا داشته باشد که شب ها همیشه زندگی خوبی داشته باشند !
اگر شما یک مرد باشید و این مطلب را بخوانید کدامیک را انتخاب می کنید ؟
اگر شما یک زن باشید که این داستان را می خواند،
انتظار دارید مرد شما چه انتخابی داشته باشد؟
انتخاب خودتان را قبل از آنکه بقیه داستان را بخوانید بنویسید.
آنچه لنسلوت انتخاب کرد این بود…:
لنسلوت نجیب زاده و شریف، می دانست که جادوگر قبلاً چه پاسخی به سؤال آرتور داده بود؛
از این رو جواب داد که این حق انتخاب را به خود او می دهد تا خودش در این مورد تصمیم بگیرد.
با شنیدن این پاسخ، پیرزن جادوگر اعلام کرد که برای همیشه و در همه اوقات زیبا خواهد ماند،
چرا که لنسلوت به این مسئله که آن
زن بتواند خود مسئول انتخاب نوع زندگی خودش باشد…
احترام گذاشته بود.
اکنون فکر می کنید که نکته اخلاقی این داستان چه بوده است؟
تا نظر شما چه باشد  . . .

...
.:: نظرات() ::.
دلم شکست
موضوع : نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال شنبه 8 بهمن 1390 در ساعت 06:14 ب.ظ

وای که دوباره دلم شکست دیگه طاقت ندارم

میخوام بی صدا فریاد بزنم

رفتم کنار دریا اونجا بی صدا فریاد زدم اما کفاف نداد


...
.:: نظرات() ::.
دلم شکست
موضوع : عشق
نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال شنبه 8 بهمن 1390 در ساعت 06:13 ب.ظ

 دل بی تو تمنا نکند کوی منی را

زیرا که صفایی نبود بی تو صفا را

ای دوست مرانم زدر خویش گدا را

زان پیش که رانند شهان خیل گدا را

بازای که تا فرش کنم دیده به راهت

حیف است که بر خاک نهی آن کف پا را


...
.:: نظرات() ::.
for love
موضوع : بی موضوع(بدون شرح) عشق
نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال جمعه 7 بهمن 1390 در ساعت 11:22 ق.ظ
سوپرایز شوید!

699666999999666999999666996666​66699666669999966 6669966666699
699669999999969999999966699666​66996666996666699 6669966666699
699666999999999999999666669966​69966669966666669 9669966666699
699666669999999999996666666996​99666669966666669 9669966666699
699666666699999999666666666699​96666666996666699 6666996666996
699666666666999966666666666699​96666666669999966 6666669999666


شماره ها را انتخاب کنید
حالا ctrl+f را فشار دهید
بعدش عدد 9 را وارد کنید
حالا ctrl+enter را فشار دهید

...
.:: نظرات() ::.
نحوه فرود هواپیما بر ناو هواپیمابر
موضوع : درباره مهندسی ها آیا میدانید
نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال دوشنبه 3 بهمن 1390 در ساعت 11:05 ب.ظ


وقتی هواپیمایی برعرشه ناوهواپیمابری فرودمل آید،سرعتش بایددرمسافتی حدود60متراز240كیلومتردرساعت به صفربرسد.وزن هواپیماممكن است23تن باشد،بنابراین مقدارانرژی جنبشی كه بایدخنثی شودقابل توجه است.درعین حال آهستگی هواپیمانیزبایدیكنواخت باشد،بدین معناكه نبایدحركتی ناگهانی رخ دهدكه یاباعث شكستگی گردن خلبان شودیابه اسكلت هواپیمافشاربیش ازحدواردكندیامسیرفرودرامخ تل كند.درحالت ایده آل،شتاب منفی بایدتدریجی باشدیعنی ازصفربه ماكزیمم مقداربرسدوسپس تاوقتی هواپیمابه توقف كامل برسد،ثابت بماند.

ادامه مطلب ...
.:: نظرات() ::.
آیفونی که یک‌تنه یک کنسرت موسیقی کلاسیک را خراب کرد
موضوع : جالب و خواندنی و یاددهنده
نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال جمعه 23 دی 1390 در ساعت 11:39 ب.ظ

سایت‌های مختلف خبر داده‌اند که سالن موسیقی لینکلن نیویورک، دیروز شاهد صحنه‌های عجیبی بوده است، در این سالن سمفونی شماره نهم گوستاو ماهلر در حال اجرا بود که ناگهان در موومان نهایی این اثر، صدای آهنگ «ماریمبای» یک دستگاه آیفون شروع شد و بدبختانه تا زمانی که موسیقی وارد قسمتی آهسته‌اش شد، همچنان صدای زنگ به گوش می‌رسید، طوری که صدای ویولون‌ها و سازهای بادی تحت‌ااشعاع صدای آیفون قرار گرفت.

در اینجا بود که رهبر کنسرت – الن گیلبرت- ناگهان تصمیم گرفت کنسرت را متوقف کند، لحظاتی سپری شد و همه برای اطمینان وضعیت گوشی‌های خود را چک کردند، اما آیفون همچنان مشغول زنگ زدن بود.

گیلبرت سرانجام آدم خاطی را پیدا کرد و از او خواست که گوشی‌اش را خاموش کند، اما او بی‌حرکت نشسته بود و کاری نمی‌کرد، اینجا بود که افراد متعددی با عصبانیت خواستند که شخص خاطی سالن را ترک کند یا به سرعت آیفون را خاموش کند، اما آیفون همچنان زنگ می‌زد.

سرانجام آیفون از زنگ زدن بازایستاد و کنسرت ادامه یافت.


الن گیلبرت

این موضوع در وبلاگ دو نفر از حضار و همچنین در نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال بازتاب پیدا کرده است.

حالا که این خبر را نقل کردم، بد نیست به این ویدئوی جالب هم نگاهی بیندازید که در آن استادی زنگ خوردن گوشی یکی از دانشجویان را تاب نمی‌آورد و …


...
.:: نظرات() ::.
آکنه چیست؟
موضوع : پزشكی
نویسنده A. almasipour تاریخ ارسال جمعه 23 دی 1390 در ساعت 11:37 ب.ظ

شرح بیماری
آكنه‌ (جوشهای‌ غرور) عبارت‌ است‌ از یك‌ بیماری‌ التهابی‌ مزمن‌ پوست‌ كه‌ در دوران‌ نوجوانی‌ شایع‌ است‌، اما گاهی‌ به‌ طور متناوب‌ در سراسر زندگی‌ رخ‌ می‌دهد. مشخصة‌ این‌ بیماری‌ عبارت‌ است‌ از بروز جوشهایی‌ روی‌ صورت‌، قفسة‌ سینه‌ و كمر. این‌ بیماری‌ در مردان‌ شایع‌تر از زنان‌ است‌.

علایم‌ شایع‌
- نقاط‌ سر سیاه‌ به‌ اندازة‌ سر سوزن‌

- نقاط‌ سر سفید شبیه‌ نقاط‌ سر سیاه‌

- جوش‌های‌ كوچك‌ چركی‌

- قرمزی‌ و التهاب‌ در اطراف‌ جوشها

- در آكنة‌ شدید ممكن‌ است‌ كیست‌ و آبسه‌ دیده‌ شود. كیست‌ به‌ صورت‌ تورمی‌ بزرگتر و سفت‌تر از جوشهای‌ معمولی‌ در پوست‌ پدیدار می‌شود. آبسه‌ نیز به‌ صورت‌ یك‌ ناحیة‌ عفونی‌ متورم‌ ،ملتهب‌ و دردناك‌ به‌ هنگام‌ لمس‌ و حاوی‌ چرك‌ است‌.



ادامه مطلب ...
.:: نظرات() ::.

عناوین آخرین مطالب بلاگ من

( تعداد کل صفحات: 33 )

1 2 3 4 5 6 7 ...


.:: Design By : wWw.NikFun.Com & wWw.NikFace.com ::.


سرگرمی و تفریحی نیک فان دات کام

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب وردپرس

قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

قالب جوان بلاگ

قالب ایران بلاگ

قالب رویا بلاگ

قالب پرشین بلاگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

فال و طالع بینی

فال حافظ

استخاره با قرآن

عکس کودکان ناز شما در پیکستان نیک فان دات کام

پیام های شما به عزیزانتان در پیامستان نیک فان دات کام

گروه اینترنتی اطلس

نیک فیس دیزاین

طراحی سایت

طراحی بنر و هدر

طراحی قالب وردپرس

دانلود انواع نرم افزار فارسی

بازی آنلاین